![]() |
مقاله | ![]() |
| سينماي مستقل عنوان سينماي مستقل به سينماي تجربي برميگردد كه در برخي مواقع، اختياري و گاه به عنوان نيرويي مثبت بر سينماي مسلط و يا جريان اصلي سينما حاكم ميشود. اين عنوان به خوديخود فيلمسازان را به دو گروه تجاري و غير تجاري تقسيم ميكند و فيلمسازان مستقل (غير تجاري) را به ورطهاي فراتر از توليدات سينمايي كه شامل شيوههاي پخش و نمايش هم ميشود كشانده است. سينماگران از هرنوع كه باشند، تجاربي مستقل از ديگري را بههمراه دارند. و اين تجربهها با دريافتهاي ذهني و ايدئولوژيك، فني و اقتصادي مختلف شكل گرفته است. در مركز هرگونه دركي از سينماي مستقل، نمايي از سينماي حاكم در برابر آن بهچشم ميخورد. سينماي كلاسيك هاليود به مدلي براي جريان اصلي سينما در غالب جهان تبديل شده است. و بسياري از كشورها تاكنون از موفقيتهاي فيلمسازي هاليوودي تقليد كردهاند. با وجود رقابت سنتي در سالهاي آغازين قرن بيستم، استانداردهاي فيلمسازي و روش توليد فيلمها متفاوت بود. سينماي مستقل فيلمسازاني را بهجهان معرفي كرد كه فرصت داشتند سوژهها و وسايل تكنيكي متناقض را در جريان اصلي سينما بهكار برند تا بهاين وسيله اختلاف بين محل فيلمبرداري و استوديو را ازبين ببرند و روابط جديدي بين فيلمنامه و بيننده پيدا كنند تا شايد بهاين شكل بتوانند گاهي هم به سينماي غير تجاري روي آورند. فيلمهاي مستقل به دليل ماهيت غير تجاريشان، با بودجه و حمايتهاي خصوصي مانند انجمنهاي فيلم، سازمانهاي بشر دوستانه و يا تلوزيونها و... ساخته ميشوند. سينماي مستقل، داراي يك معناي واحد جهاني نيست. بيشتر بهنظر ميرسد در روابط متناسب با بيانيهها و برداشت خاص از سينماي مستقل، بهويژه در زمينههاي تاريخي و ادبي تعريف ميشود. سينماي مستقل در انگلستان، حول محور توليدات تجربي، فيلمهاي مستند و آموزشي در دو دههي 1920 و 30 رشد كرد. بهترين نمونههاي اين دوره فيلمهايي با حمايت بخش خصوصي در بخش فيلمهاي GPO يا گروه بازاريابي امپاير است كه به سرپرستي سينماگري بهنام جان گريرسون ساخته شدهاند. زمانيكه گريرسون تصميم گرفت از حمايت بخش خصوصي براي پشتيباني مالي از فيلمهايش استفاده نكند، سوآلي براي ديگر سينماگران تجربي پيشآمد كه آيا او حقيقتاً ميتواند مستقل كار كند؟! اعتراض به فيلمهاي داستاني كه گريرسون آنها را پر زرقوبرق توصيف ميكرد،انگيزهي او براي فيلمسازي مستند بود. فيلمهاي او مانند بسياري از فيلمهاي مستقل تقسيمات تئاتري نداشتند و با توجه به مضمونشان، بههمان صورت در انجمنهاي فيلم، مجامع بازرگاني، ميهمانيهاي سياسي و در مدارس نمايش داده ميشدند. در ايالات متحده سه گروه فيلمهاي مستقل در بيستسال پس از جنگ جهاني دوم بهوجود آمد. سينماگران تجربي مانند مايا درن و استن بركهيج زمينهي فيلمهاي آوانگارد تجربي آمريكايي را پديد آوردند كه بيان شخصي در آنها جاي تاكيد بر جهانبيني فيلمساز را گرفت. دلايل انتخاب سينماي مستقل توسط فيلمسازان، بسيار گوناگون بود. سينماگران ستيزهجو مجموعهاي از فيلمهاي خشن سالهاي 1960 و 70 را پديد آوردند كه انگيزهي ساختنشان سياست و روابط ايدئولوژيك بود. اين فيلمها اغلب ساختار شكن و در رد مدل سازماندهي شده بر توليدات هاليوود بودند. فيلمسازان متاخر امريكايي مانند راس مهير و ديويد لينچ، فيلمسازي مستقل را درجهت فرار از نظارت و كنترل جريان اصلي و غالب سينما انتخاب كردند اگرچه امروزه خلاقيت آزادانهتر از قبل وجود دارد و نظارت در مراحل مختلفِ جريان توليد، به حاشيهي سينماي تجاري پرتاب شدهاست. براي فيلمسازان مستقل اروپايي مانند ژانلوكگدار استقلال در ديگر مسائل، با تسلط به متن و بداههسازيها، فرصتي براي رقابت با توليد فيلمهاي تجربي غير تجاري در هاليوود پديد ميآورد. پخش و نمايش فيلمهاي مستقل، همانند منابع مالي و شيوههاي توليد آنها، داراي روشهاي گوناگوني است. غالب توليدات سينماي مستقل، فيلمهايي هستند كه خود را از روشهاي روايي تئاتري در دوران سينماي كلاسيك جدا كردهاند. بنابراين اگرچه گهگاهي ممكن است فيلمي روايي و بلند براي پخش توسط يك استوديو يا يكي از كمپانيهاي توضيع فيلم انتخاب شود، اما آثار كوتاه و مستند بيشتر بهصورت گروهي و در مراكز هنري و انجمنهاي فيلم پخش ميشوند. ترجمۀ: احمد زاهدی لنگرودی منبع: Independent cinema/critcol dictionary of film & TV theory Philip Simpson |
![]() |
|
|
|